اخبار گروه سیاستکرسی های ترویجی گروه سیاست

برگزاری کرسی ترویجی

کرسی ترویجی نقد تکنولوژی، فرهنگ و تمدن غربی از دیدگاه شهید استاد مطهری توسط دکتر علی باقی نصرآبادی ۶ اسفند در مرکز تمدن اسلامی و دین پژوهی برگزار شد. در بخشی از این کزسی آمده است.

بدون شک، غرب، فرهنگ و تمدن غربی برای علامه مطهری یک مسئلۀ جدی و بنیادی بوده است. گفته‌ها و نوشته‌های ایشان بر این معنا دلالت دارد که وی، پرداختن «نقادانه» یا «گزینش‌گرانه» به فرهنگ و تمدن غربی را به مثابۀ یک ضرورت اجتماعی و بلکه تمدنی دریافته بود و به روشنی می‌دانست سرنوشت «جامعۀ اسلامی» در چند قرن اخیر، به‌صورت گسترده و عمیق متأثر از تحولات و دگرگونی‌هایی بوده که در جامعه غربی روی داده بود درواقع، آنچه در غرب در قالب و هیئت «مدرنیته» به وقوع پیوست، چالش‌هایی را در عرصۀ «جهانی» به دنبال داشت و این حقیقتی است که قابل انکار نیست.دربارۀ چالش و دشواری‌های تکنولوژی، فرهنگ و تمدن غربی، نظریه‌ها و دیدگاه‌های مختلفی در قلمرو شاخه‌های علوم انسانی و به‌ویژه علوم اجتماعی مطرح شده است. شاید بتوان ادعا کرد که اساساً علوم اجتماعی سکولار در واکنش به همین چالش‌ها و دشواری‌ها، به تدریج شکل گرفت و بنیان‌گذاران و متفکران اصلی آن، در پی شناسایی و درمان آنها بوده‌اند. امیل دورکیم بر «اخلاق» به مثابۀ مایۀ لازم برای همبستگی اجتماعی در جامعۀ مدرن، انگشت تأکید می‌نهد، کارل مارکس به استثمارگری «نظام لیبرال سرمایه‌داری» اعتراض می‌کند، ماکس وبر در تلقی خویش، از «بوروکراسی» و «عقلانیت مدرن» به عنوان «قفس آهنین» یاد می‌کند. پاره‌ای از متفکران غربی نیز بر این باورند که علت العلل معضلات و ناکامی‌های فرهنگ و تمدن غرب، در تهی شدن انسان مدرن و جامعۀ مدرن از ایمان و معنویت حقیقی ریشه دارد. شهید مطهری در این باره می‌فرماید:

امروزه باریک‌بینان جهان به این نکته توجه دارند که بزرگترین بحرانی که الان بر جامعۀ بشریت خصوصاً بر جامعه‌های به اصطلاح پیشرفته و صنعتی حکومت می‌کند، بحران معنوی است نه بحران سیاسی یا بحران اقتصادی.[۱]

استاد مطهری که خود به چنین نظری قائل است علائم و نشانه‌های وجود بحران معنوی در جامعۀ غربی را افزایش خودکشی‌ها، ازدیاد بیماری‌های عصبی، فروپاشی خانواده و تزلزل اخلاق و… می‌داند.[۲]

یکی از تحلیل‌های شایع دربارۀ علل و زمینه‌های پیدایش چنین وضعیت نابسامانی در جامعۀ غربی این است که تمامی مصائب و معضلات غرب، به صنعت و تکنولوژی بازمی‌گردد. علامه مطهری چنین نظری را نمی‌پذیرد، بلکه بر این باور است که وضعیت اجتماعی و فرهنگی امروز غرب، معلول و پیامد دگرگونی‌های «فرهنگی» و «معرفتی» است. در واقع، غرب و غربیان در سیر تاریخی خود، مراحلی را یکی پس از دیگری پشت سر نهاده‌اند تا به وضعیت کنونی بحران دست یافته‌اند که عبارتند از:

مرحلۀ تاریخی اول: «علم بسندگی»

نخستین اشتباه متفکران غربی این بود که برای «علم تجربی» منزلتی فراتر از شأن و اعتبار آن قائل شدند و آن را جایگزین «دین» کردند. آنان به خطا گمان کردند که علم از عهدۀ تدبیر زندگی انسان برمی‌آید و می‌تواند یک بهشت زمینی را برای انسان رقم بزند، بنابراین علم بسندگی، عامل سقوط و افول جامعۀ غربی است نه علم و محصولات آن.[۳] علم‌گرایان غربی این ایده را نشر دادند و گفتند چارۀ همۀ دردهای بشر علم است.[۴] در حالی که چنین نیست، علم تجربی، تنها به انسان «شناخت» می‌دهد و آن هم شناخت نسبت به «طبیعت مادی» و این برای دست‌یابی انسان به سعادت و نیک‌بختی کفایت نمی‌کند زیرا:

علم‌گرایی محض و تربیت علمی خالص، از ساختن انسان تمام ناتوان است، تربیت علمی خالص، نیمه انسان می‌سازد نه انسان تمام. انسان توانا و قدرتمند می‌سازد نه انسان بافضیلت.[۵]

مرحلۀ دوم: عقل بسندگی

متفکران غربی در قرن نوزدهم دریافتند که علم تجربی به‌تنهایی نمی‌تواند انسان را به سعادت برساند، ازاین‌رو، به عقل و عقلانیت روی آوردند و در حقیقت، عقل خودبنیاد بشر غربی، در مقام تشریع قرار گرفتن و تلاش کرد تا هندسه و چارچوبی سکولاریستی برای زندگی انسان طراحی کند. شهید مطهری می‌فرماید:

عقل به تنهایی قادر نیست که بشر را نجات بدهد و بزرگترین عیب فرهنگ اروپا، این است که می‌خواهد با عقل به تنهایی … بدون ایمان … کشتی بشریت را از مهلکه نجات بدهد.[۶]

مرحلۀ سوم: معنویت‌گرایی سکولار

متفکران غربی گرچه دریافتند که نباید «دین» و «معنویت» را از زندگی بشر غربی می‌زدودند و تنها به «علم» و «عقل بسنده می‌کردند، لکن خطای دیگری که انجام دادند این بود که کالای «معنویت» را در دکان «دین» جست‌وجو نکردند، بلکه پنداشتند که معنویت و عرفان حقیقی نیز، «ساختنی» و «بافتنی» است. استاد مطهری تنها راهکار خروج جامعۀ غربی از بن‌بستی که در آن گرفتار شده «خدافراموشی» و «دین‌گریزی» آن است.[۷] سئوال اصلی که در این کرسی نظریه‌پردازی در نقد فرهنگ و تمدن غرب در صدد پاسخ‌گویی آن است:

فرهنگ و تمدن غربی با تکیه بر اندیشه‌های شهید مطهری با چه چالش‌ها و تنگناهایی مواجه است و راهبرد مواجهۀ جامعۀ اسلامی با فرهنگ و تمدن غربی چیست؟

 

[۱]. مطهری، مرتضی، فلسفۀ اخلاق، ص ۱۷۶.

[۲]. همان، ص ۱۷۶ ـ ۱۸۳.

[۳]. همان، ص ۱۸۳ ـ ۱۸۴.

[۴]. مطهری، مرتضی، حق و باطل، ص ۷۱.

[۵]. مطهری، مرتضی، مقدمه‌ای بر جهان‌بینی اسلامی، ج اول، ص ۲۵.

[۶]. مطهری، مرتضی، حق و باطل، ص ۷۱.

[۷]. ر.ک. مطهری، مرتضی، فلسفه اخلاق، ص ۱۸۷ـ۱

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دوازده − چهار =

دکمه بازگشت به بالا